...:::...عکس ناز...:::...
.من عاشق عکس قشنگم.![]()

...:::...به وبلاگ خودت خوش آمدی عزیزم ولی اگه نظر بدی بیشتر با هم آشنا میشیم پس حتما نظر بده ..:::..
.من عاشق عکس قشنگم.![]()

===>
از خدا میخوام که طاقتت تو دوستی مثل این درخت باشه.
<===

با تشکر از :
تانیا
که این عکس رو برام فرستاد.
با تشکر از :
غزل
(میشه گفت همدیگر رو میشناسیم) که عکس رو برام فرستاده.

آدمک آخر دنیاست بخند![]()
ادمک مرگ همین جاست بخند![]()
آن خدایی که بزرگش خواندی![]()
به خدا مثل تو تنهاست بخند![]()
دست خطی که تو را عاشق کرد![]()
شوخی کاغذی ماست بخند![]()

جدایی تا نباشد...![]()


:::شعر:::![]()
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام
خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام ![]()
با یاد رنگ وبوی تو ای نوبهارعشق
هم چون بنفشه سربه گریبان کشیده ام ![]()
چون خاک در هوای تو ازپافتاده ام
چون اشک در قفای توباسردویده ام ![]()
من جلوه ی شباب ندیدم به عمر خویش
ازدیگران حدیث جوانی شنیده ام ![]()


عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله بر خرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يک تيمم يک نماز عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني با پرستوپر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون کندي بدست عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني همچومن شيدا شدن عشق يعني يک شقايق غرق خون.![]()

. دو را دور همتونو میبوسم . ![]()










اگه این همه عاشق داریم پس من چیکارم؟!!!![]()
ولی حتما منو با نظراتتون راهنمایی کنید.
با تشکر:عاشق دل سوخته.![]()

نگاه کن که غم درون ديده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سايه سياه سرگشم اسير دست آب می شود نگاه کن . تو آمدی از دورها و دورها ز ســرزمين عطرها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها , ز ابر هـا , بلورهـا چه دور بود پيش از اين زمين ما به اين کبود غرفه های آسمــان کنون به گوش من دوباره ميرسد صــدای تــو صدای بال برفی فرشتــــگان نگاه کن که من کجا رسيده ام کنون که آمديم تا به اوجها مرا بشوی با شــراب موجها مرا بپيچ در حرير بوسه ات مرا بخواه در شبان دير پا مرا دگر رها مکن مرا از اين ستاره ها جدا مکن مرا
مرا دگر رهــا مکن
دلم طاقت نشستن ندارد وقتی به چشمهایم می نگری چشمهایم تحمل نگریستن ندارد وقتی مرا می نوازی روحم پر می کشد وقتی با من سخن می گویی زبانم هم که بند می آید تو بگو چه کنم با این همه التهاب که همه از دوست داشتن توست غزل هایم را فراموش می کنم از سهراب یا نیما، فروغ یا شهریار چیزی به یاد نمی آورم فقط باید زمزمه کنم زیر لب به گونه ای که تو نیز بشنوی کسی درون من است که از دریچه چشمم به کوچه می نگرد کسی درون من است...

فضای سبز اشیانه را پر از ترانه می کنم
یکی می پرسد برای چه تو زنده ای ؟؟؟
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم.
بهت نمی گم دوست دارم ، ولی قسم می خورم دوست دارم ، بهت نمی گم که هر چی بخوای بهت می دم ، چون همه چیزم تویی ، نمی خوام خوابتو ببینم ، چون تو خیلی خوش تر از خوابی ، اگه یه روزی چشمات پر از اشک شده دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی ، صدام کن ، بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم ، اگه دنبال مجسمه سکوت می گشتی تا سرش داد بزنی ، صدام کن قول میدم ساکت بمونم ، اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صدام کن ، قلبم تنها خرابه ی وجود توست ، اگه یه روز صدات کردم که بهت نیاز دارم ، نگو کجایی فقط چشماتو روی هم بزار و یه لحظه به من فکر کن .... ای عزیزدل 
تورا چون نسيم صبا دوست دارم. ترا چون حديث وفا دوست دارم چو حل گشته ام در وجود تو با خون. ترا از من و ما جدا دوست دارم .دلم را كسي جز تو کی مي شناسد .تو را ای به درد آشنا دوست دارم .چو بيمار جان بر لبم از جدایی .گل بوسه را چون دوا دوست دارم .ترا همچو فرهما دوست دارم .به شبهای تاریک و تلخ جدایی .خيال تو را چون دعا دوست دارم .قسم بر دو چشمان عزيزمستت.

آهای مرد دیونه
آهای سرمشق عاشق
ببین خوشکل عاشق چه جوری برات می خونه
آهای صیاد آهو
بازم بیا به این سو
ببین پای منو بستی به زنجیر عاشقونه
دلم ازت گرفته
گل قوصم شکفته
ولی حرفای نازنین تو یادم نرفته
منم دل به تو دادم
بیا نبر ز یادم
ازت دل نبریدم بیا برس به دادم
ببین شکسته گیتار
آهای عکس رو دیوار
بیا پیشم بمون به من نگو خدا نگه دار
دلم بسته به تو ای عاشق نازم
تا اون روزی که قلبم بزنه ترانه سازم
برات ترانه سازم
تو آهنگی وسازم
عشق يعني؟!
عشق يعني باريدن باران در بهار.
عشق يعني بازي با زندگي به خاطر دل.
عشق يعني بوسه از روي آينه.
عشق يعني دو تا پرستو تو زمستون.
عشق يعني تو و اون دلت.
عشق يعني پرواز رو باند 3 فرودگاه.
عشق يعني عرق سرد روي پيشاني.
عشق يعني رفتن به استاديوم تو زمستون.
عشق يعني دوستيه غير عادي.
عشق يعني دو تا شدن.
عشق يعني زخم سيگار رو دست.
عشق يعني بازي كردن با دل مردم.
عشق يعني دو ركعت نماز صبح.
عشق يعني احساس سوزش دل.
عشق يعني خريد كارت اينترنت.
عشق يعني گرسنگي دل.
عشق يعني شير كاكائو با كيك.
عشق يعني من و اون.
عشق يعني گل كوچيك تو بزرگراه همت.
عشق يعني رفتن به جمشيد يه تو زمستون.
....
عشق يعني كثافت كاري دل.
اين تقديم به همه ي دل سوختگان راه رفاقت.
.قول میدم ۱ هفته ای وبلاگ آماده باشه.![]()

















![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()