...:::...عبور لحظه ها...:::...

...:::...به وبلاگ خودت خوش آمدی عزیزم ولی اگه نظر بدی بیشتر با هم آشنا میشیم پس حتما نظر بده ..:::..

اين چه روزيست که شام و سحرش همرنگ است شهر غمخانه و ويران و فضا دلتنگ است ناله هاي من و تو هيچ به گوشي نرسد جاي دل در قفس سينه دريغا سنگ است آنکه بايد بدهد دست و به دست من و تو همه با يکدگر افتاده هواي جنگ است يادمان باشد از امروز خطاِِيِِي نکنِِيم گرچه در خود شکستِِيم صداِِيِِي نکنِِيم ِِيادمان باشد اگر خاطرمان خالِِي ماند طلب عشق ز هر بِِي سروپاِِيِِي نکنِِيم...

راستی من یه چند روز نیستم (دارم میرم اردبیل عزاداری اونارو ببینم)خواستید برام نظر یا میل به این آدرس بدید.(رواین کلیک کن تا آدرس میل منو ببینید)
.
.![]()

تو رفيق نيمه راهي به خدا غرق گناهي
ديگه چاره اي نداري ميدونم در اشتباهي
تو دلم جايي ندارري تو كه معرفت نداشتي
منو از ريشه سوزوندي دلمو تنها گذاشتي
تو دروغ گفتي هميشه تو وفا سرت نمي شه
عادت ات بوده هميشه بزني تيشه به ريشه
برو از شهرو ديارم دست بكش ز روزگارم
به خدا قسم كه ديگه باتو هيچ كاري ندارم...
﴿☻شانه هایت را برایه گریه کردن دوست دارم☻)

﴿☻خواهش میکنم منو با نظراتتون راهنمایی کنید☻(

نوکری کوی شما خبریه دوعالمه هر چی بگم دوست دارم با زم اقا خیلی کمه
حک شده روی قلب من فقط حسین ابن علی تپش قلب من اینه حسین حسین یا علی
دلم شده حسینیه هر نفسم نوحه شده اسم حسین وبچه ها ش حک روی این لوحه شده
به روی لوحه ی دلم نوشته اسمت رو خدا که عا شق حسینم ودیونه ی کرببلا
دلم می خوات که وقت مرگ سرم رو زانوها ت باشه جون دادنو مرگم اقا تو روضه های تو باشه
چشا م شده ابر بهار ندارم آروموقرار اقا به من نگاهی کن پا روی چشم من بذار
سرمه ی چشمم خاک پات بیا که جون میدم برات بیا وامشب اقا جون سری بزن به نوکرات
جز عشق تو نمی دونم بجز حسین نمی خونم اسمتو فریاد می زنم بذار بگن من دیونم
عشق حسین تو خونمه اون باعث جنونمه
ارباب حسین دوست دارم ذکر لب و زبونمه
جز در خانه ی حسین درنزدم هیچ دری را
به کل دنیا نمی دم افتخار نوکری را
تمام سرما یه ی من پیرهن سیاه روضمه
پیرهنی که می پوشمش برا حسین فاطمه
رو سنگ قبر من اینو حک بکنید به رنگ
خونبجز حسین ابن علی نداشته حرفی زبون
به جای حمد و فاتحه بالا سرم حسین بگید
اسم مقدس حسین به مرده زندگی میده
برا سوال جواب من طلب بندگی میده
حک بکنید رو قبر من عاشقی از شهر جنون
نوکر شاه کربلا بدون بی اسمو نشون
فرستاده شده توسط یکی از یاران.خداوندا تورو به احترام امام حسین قسمت میدهم من و دوستانم را در آخرت شفاعتمان کن.

خداوندا تورو به احترام امام حسین قسمت میدهم من و دوستانم را در آخرت شفاعتمان کن.
*********************************************************************

*********************************************************************
خداوندا مرا در زمره ی یاران امام حسین(ع) قرار ده...
*******************************************************

تسلیت به همه ی شیفتگان امام حسین
عاشق واقعی یکی بود اونم فقط حسینه ...

عشق فقط حسین...
نمیدونم چی بگم نظر شما چیه؟؟؟؟.
.
.![]()

سلام من باز آمدم.
(اما با دلی پر از شما)![]()

آسمـان را ستـاره زيـبـا می کند
بـاغـچـه را گـل
چـشـم را اشـک
قـلـب را عـشـق
امـا تـو هـمـه چـيـز را !!!

((مسافر))
از عذاب جاده خسته نرسیده و رسیده
آهی از سر رسیدن نکشیده و کشیده
غم سر گردونامو با تو صادقانه گفتم
اسمی که اسم شبم بود با تو عاشقانه گفتم
با تنم زخمی اگه بود بی رمغ بود اگه پاهام
تازه تازه با تو گفتم اگه کهنه بود دردام
منه سرگردون ساده تو رو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تو رو عاشق می دونستم
تو تموم طول جاده که افق برابرم بود
شوق تو راه توشه من اسم تو همسفرم بود
منه دل شیشه ای هر جا هر شکستن که شکستم
زیر کوه بار غصه هر نشستن که نشستم
عشق تو از خاطرم برد که نهیفمو پیاده
تو رو فریاد زدمو باز خون شدم تو رگ جاده
منه سرگردون ساده تو رو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تو رو عاشق می دونستم
نیزه نم باد شرجی وسط دشت تابستون
تازیانه های رگبار توی چله زمستون
نتونستن نتونستن جلوی منو بگیرن
از من خسته ی خسته شوق رفتن و بگیرن
حالا که رسیدم اینجا پر غصه برا گفتن
پر نیاز تو برای آه کشیدن و شنوفتن
منه سرگردون ساده تو رو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تو رو عاشق می دونستم
تو رو با خودم غریبه از خودم جدا می بینم
خودمو پر از ترانه تو رو بی صدا می بینم
منه سرگردون ساده تو رو صادق می دونستم
این برام شکسته اما تو رو عاشق می دونستم
اون همیشه با محبت برای من دیگه نیستی
نگو صادقی یه عشقت آخه چشمات می گه نیستی....


من بی قرار عشقم
از جونو دل نوشتم
خونه خراب اين دل
اين بود سرنوشتم
من با تو سبزه زارم
بی تو در انتظارم
جونـمـو قـربــو ن ميدم
دست تو می سپارم ....

چگونه می شود؟؟؟
چگونه می شود قلب داشت اما نبخشيدش؟
چشم داشت اما فرو افتاده نگاه داشتش؟
دست داشت اما در قفا پنهان كردش؟
چگونه می شود ماسه نبود روان نبود جاری نبود وقتی كه می شود؟؟
چگونه می شود جوانه نداد شكوفه نداد
سبزه نبود وقتی كه می شود؟؟
چگونه می شود شبنم نبود زلال نبود آيينه نبود وقتی كه می شود؟؟
چگونه می شود نوازش نبود نوازش نكرد پريشان نكرد وقتی كه می شود؟؟
چگونه می شود پرنده نبود رها نبود
آسمانی نبود وقتی كه می شود؟؟
چگونه می شود آدمی بود اما در سينه سنگ پروراند؟
چگونه می شود گوش كرد اما نشنيد؟
چگونه می شود نگريست اما نديد؟
چگونه می شود زيست اما دوست نداشت؟
چگونه می شود ادامه داد، اما خالی بود؟
چگونه می شود بود اما نبود؟
چگونه می شود اين همه هراسيد؟
چگونه می شود اين همه تنها بود؟
چگونه می شود اين همه " من " بود؟
...

دراين دنيا تک و تنها شدم من
گياهي در دل صحرا شدم من
چو مجنوني که از مردم گريزد شتابان در پي ليلا شدم من
چه بي اثر ميخندم چه بي ثمر ميگريم به ناکامي چرا رسوا شدم من
چرا عاشق چرا شيدا شدم من
من آن ديرآشنا را مي شناسم من آن شيرين ادا را مي شناسم
محبت بين ما کار خدا بود
از اينجا من خدا را مي شناسم
چه بي اثر مي خندم.چه بي ثمر مي گريم به ناکامي چرا رسوا شدم من چرا عاشق چرا شيدا شدم من خوش آن روزي که اين دنيا سر آيد قيامت با قيام محشر آيد بگيرم دامن عدل الهي بپرسم که...![]()
![]()
![]()

با صدايي گرفته از باد پرسيدم : دليل گريه ام چيست ؟ و باد بدون توجه به سوالم براه خود ادامه داد . از قطرات
باران که بر صورتم مي لغزيدند پرسيدم : چرا گريانم ؟ باران هم بدون آميختن با قطرات اشک من بر زمين
ريخت و به جريان آب پيوست . آفتاب با ملايمت خاصي بر صورتم مي تابيد از او پرسيدم : دليل اشکم چيست ؟
او هم بدون جوابي به من به ابديت خود پيوست . از پرندگان در حال پرواز پرسيدم : دليل اشک من چيست ؟
خود فرو رفتم . پاسخ به سوال خود را در تمامي طبيعت يافتم زندگي بدون هدفي وجود ندارد . بعضي با موفقيت
و بعضي با شکست مواجه مي شوند اشک براي سرنوشتي مي ريزيم که بر هيچ کس آشکار نشده . دنبال
پاسخي به سوالي هستيم که جواب ندارد و در آخر مي گرييم - براي نامعلوم غرق در تماشاي حرکت زيبا و
يکنواخت رودخانه بودم که به ناگاه سوال خود را تکرار کردم : چرا گريانم ؟
به خاطر اينکه در اين زندگي پهناور تنهايي به دنبال حقايقي هستي که بر تو آشکار نيست . از درخت سالمند
پرسيدم : آيا هميشه گريان خواهم بود ؟ او در جوابم گفت : دليل بودنت را بياب و به زندگيت جهتي بده برگي بر
صورتم افتاد و اشکانم را پاک کرد برگ را به دست گرفتم و مبهوت طراحي و پيچيدگي آن شدم
صدا زمزمه کردم دنبال يه نيمه گمشده بودم که با هم يه سيب کامِلو بسازيم دنبال حريفي بودم که من و اون
زندگيمونو به پاي هم ببازيميه ستاره ام يه ستاره غريبه ، گوشه يه کهکشون بي نهايت راهو گم کردم و تنها ،
وسط يه آسمون بي نهايت گشتن و گشتن و تا هميشه گشتن به همه پنجره ها سرک کشيدن قصه من و تو مثل
مهر و ماهه جستجو حتي براي نرسيدن تو منو همينجوري مي خواستي تک و تنها با نگاهي که غريب و بي
نصيبه دنبال يه نام آشنا مي گردم يه...
باقیشم باسه بعد


تنهایی
آه تنهایی
ای همیشه در کمین من
پشت این چشمان زردت
از چه لذت می بری در من؟
...
آسمان آبیست
روزها با پرتو خورشید مهمانیست
در سکوت خواب من
شبهای مهتابیست
با خدا هر روز
می گوییم و می خندیم
حس خوب زندگی در قلب من جاریست
پس چرا
من سایه ی سرد تو را
هر روز می بینم؟
...
آه تنهایی
از چه عصیان می کنی در من؟
خسته ام دیگر
خسته از این طرح پر تشویش
ای همیشه در کمین لحظه ها برخیز
من تو را امروز
با امید تازه ایی
تدفین خواهم کرد

.این پیغام هااز طرف یکی از افراد تو لیست منه(غزل).![]()
پائيز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون اشک دل است اشک را
دوست دارم چون گواه دل است دل را دوست دارم چون محبت را به من اموخت محبت را
دوست دارم چون تو را دوست دارم و تو را دوست دارم بي انکه بدانم چرا؟ و حالا تو به من
بگو چرا؟؟

دراين دنيا تک و تنها شدم من گياهي در دل صحرا شدم من چو مجنوني که از مردم گريزد
شتابان در پي ليلا شدم من چه بي اثر ميخندم چه بي ثمر ميگريم به ناکامي چرا رسوا شدم من؛
چرا عاشق چرا شيدا شدم من من آن ديرآشنا را مي شناسم من آن شيرين ادا را مي شناسم محبت
بين ما کار خدا بود از اينجا من خدا را مي شناسم چه بي اثر مي خندم.چه بي ثمر مي گريم به
ناکامي چرا رسوا شدم من چرا عاشق چرا شيدا شدم من خوش آن روزي که اين دنيا سر آيد
قيامت با قيام محشر آيد بگيرم دامن عدل الهي بپرسم کام عاشق کي برآيد چه بي اثر ميخندم چه
بي ثمرمي گريم به ناکامي چرا رفت؟؟؟

اگه چشمات مشکي يا عسلي دوستت دارم اگه موي تو کوتاست يا که بلند دوستت دارم اگه چون
دوستم داري ميخواي اذيتم کني هر چقدر مي خواي اذيتم بکن دوستت دارم وقتي با برق چشات
چشماموادب ميکني دو تا چشم من مي خوان بهت بگن دوستت دارم وقتي که دستم ومي گيري
ونازش ميکني تو دلم داد ميزنم هزار دفعه دوستت دارم وقتي که نگام به نيمرخت عمود ين لبام
دوتاشون ميخوان درگوشت بگن دوستت دارم اگه دوستم داري فقط يه بار درگوشم حالا نه
بعدا"بگو دوستت دارم !!!

از عشق برايت مي گويم وجودت برايم عزيز است ديدنت آرامش بخش است لبخندت معني
زندگيست مي داني که در کنارت بودن برايم چه حس لطيفي است نگاه رسواگرم را با نگاهت
پيوند مي دهم تو سرنوشت مني آه نمي توانم اعتنا نکنم که چطور نگاهم مي کني ؟؟؟

::.با تشکر از غزل که هم عکس و هم متن از طرف اونه.::
از طرف : عاشق دل سوخته
.تاآخرین روز زندگیم دوست دارم.(ولی تو؟؟؟)
همه قشنگي ها توي چشاته همه مهربوني ها توي نگاته مي دونم تو عاشقي مثل هميشه من مي گم
بدون تو ديگه نميشه هرچي عاشقانه هست روي لباته همه ترانه هام توي صداته سر من هميشه
روي شونه هاته من ميگم حس خدايي تو صداته هر چي که ناز داري تو توي چشاته هر چي
مهربونيه توي نگاته مثل هفت تا اسمون خيلي تو پاکي من مي گم دوست دارم تو از خداته


.اگه میخوای ثابت کنی دوستم داری بگو باید چیکارکنم.


شـب شده سـاکتـــه دوبــاره خـونـه میــگرده دل دنبـــال یک بهـونه
میگـرده بـاز گــنــجه خـــاطــــراتـــو پــی یـه حـرف نـاب عاشـقـونـه
عکس تو رو باز میذاره روبه روش کـه تـا تـه شـب واسـه تو بخونه
دلــم تــو التــهاب که چــه جــوری قــــــدر چـــشای نـازتـو بـدونـه
تو عصــری که قحـــطی عـــطر یاسه اما بـجاش دوست دارم گـرونه
کـافـیــه اســمتــو یـه جــا بــبیـنـــم تـا حـــس شعــرم بزنه جـوونه
مـن نمــی تونم بـــگم انــدازشـــو اینـو فقـط شـایـد خــدا بــدونه
مـحــاله کـه عشـــق مـارو نــدونــن برو سـوال کن از گلـهای پونه
اگــه بخـــوان خیــلی کم از تو بـگن میگن همون که خیلی مهربونه
با مـن یـه جـایی پشـت آسـمونــه اونا نمــیدونــن ستــارهامـون
دوتــاست ولی توی یه کهــکشـونـه ایــنو بخــون تـا دوبـاره بـدونی
دیـوونتم ، دیـوونتم ، دیوونه !!!
